امروز در میس مقدس، خداوند عیسی من را دعوت کرد تا وارد اتاق فوقانی شوم.
گفتم: «خداوند، آیا زمینلرزهای در سیدنی رخ خواهد داد؟ این واقعاً از توست؟»
گوید: «همه آنچه پیشبینی شدهاست اتفاق میافتد. مردم بسیار خودخواهانه میشوند. دیگر نگران گناه نیستند. جرم و شر زیادی وجود دارد — افراد بدون خدا زندگی میکنند. باید سخت درس بگیرند.»
«زمینلرزههای بسیاری پیشبینی شدهاست که در سراسر جهان رخ دهد. بنابراین، اینجا نیز در سیدنی، استرالیا اتفاق خواهد افتاد زیرا مردم من را بسیار آزار میدهند. آنها بسیار گناهکار هستند. تغییر نمی�برند. جرم به شدت افزایش یافته: قتلها، تیراندازیها و خنجرزنیهای مداوم ادامه دارد که فراتر از فرمانها پیش رفتهاست. رویدادها رخ خواهند داد.»
«چه چیزی خواهد آمد باید بیاید زیرا من هر کشور جهان را بازدید خواهم کرد، هیچکدام نمیتوانست از من گریزند. مردم باید دوباره بر زانو در آیند و توبه کنند. چقدر زمان است که من درخواست میکنم و درخواست میکنم، اما تغییری نیست؟ افراد همچنان به راه خود ادامه میدهند و مرا نادیده گرفتهاند. بسیار ناراحت هستم و برای همه شما بسیار رنج میکشم.»
«اگر مردم توبه کنند و قانون من را رعایت نمایند — ولی نخواهند — پس باید آنها لرزان شوند تا تغییر کنند.»
پس از میس مقدس، به کاپل رفتم تا در برابر مجسمه مادرانما کمک مسیحیان دعا کنم. یک شمع برای روحهای مقدسی و برای کسانی که در جنگها کشته شدهاند روشن کردم.
مدر مقدس گفت: «پسر من بسیار از گناه مردم آزاردهنده است. افراد اینجا میآیند و مرا دعوت میکنند تا برایشان دعا کنم و به آنها کمک کنم، اما پر از گناههای ناپذیرش هستند. هیچگاه توبه نمی�برند. فقط پسر من را بدون توبه دریافت کردهاند.»
هنگامی که مادر مقدس را گوش میدادم، یک اشک بزرگ دیده شد که از چهره راستش جاری شده بود.