اشعار عشق: 6:3 من متعلق به محبوبم هستم و محبوبم نیز متعلق بهمن است؛ او گلهاش را میان سوسنها چرا میکند.
با یک «من تو را دوست دارم» و یک «پدرمانه» شروع کنیم… در حالی که امروز با من راهی میروید.
به عشق من سرگردان شدهام.
آیا فهمیدهاید چه معنای سرگردانی است؟ این تمام تسلیم شدن بهمن در یک ekstazi از عشق است. خودت را گرفته و آنرا بهمن میدهی در ابعاد تنها تو و من. ما یکی میشویم، زیرا عشق من و عشق توتو با هم متحد شدهاند تا یک عشق باشند.
با من راه بروید و کمی صحبت کنیم. فرزندان، معنای سرگردانی کلمهای دیگر برای تعظیم یا عشق شدید و عبادت بهیک شخص است که در حالتی از ekstazi وارد میشود در یک عمل عشق فداکارانه برای دیگری. در این زمینه من هستم آندیگر و تو تبدیل بهآن کسی میشوی که سرگردان شدهاست در این عمل ekstazi هنگامیکه تنها و با همیم، دلهایمان یکی میشوند.
قدیسان بسیاری بودند که سرگردان شدند وارد این حالت ekstazi با من شدند. این کار بهقدر واضح بود که برخی از قدیسان بیهوش و حتی بدون زندگی در بعضی اوقات میشدند، در حالیکه برخی دیگر بر زمین شناور شدهبودند. این وضعیت ترانس مانند محض عشق بود که از من بهشان جاری میشد، زیرا من تنها و یگانهٔ عاشقیشان بودم.
بچههایم، میخواهم هر یک از شما تحت تأثیر حضور عشق من قرار بگیرید و غش کرده باشید؛ هر کدام از شما کوچکترین قدیسان من بشوید. هر کودکی که خلق کردم و به قدیسی تبدیل شد منحصر به فرد بود، اما ترک کردن خود را برای من و عشقشان برابر بودند. این با درجه بالای روحانیتشان در اتحاد با من و تسلیم کاملشان امکانپذیر شدهبود تا بتوانند وارد این ekstazi خالص از عشق شوند.
این تسلیم نیز پایداری قلبی ایجاد میکند که یک وحدت با من را پدیدآورد که هیچکس نمی�بر کند. به ادامهی عاشقی برای من و تسلیم شدن به ارادهام اشاره میکنم. این قدیسان که از آنها سخن گفتهام، همهای بودند اما هر کدام روحانیتی در دادن بیشتر عشق و قربانیان کردن بیشتری کسب کردهبودند. این راهی است که برای شما آرزو دارم.
آیا میخواهی من باشی – تمام من؟ تا بتوانم تو را وارد ekstazi از عشق با من کنم، جاییکه فقط تو و من هستیم، عاشقان یک عشقی که قلبهایمان را تاباند و ما به یگانه تبدیل شویم.
پادری پسرانم، میخواهم هم وارد من بشوید اما چندانی قادر نیستند غش کرده باشید در عشق با من. از لباسهای دنیایشان پرت شدهاند و به خودشان فکر میکنند و نمی�برن که نیاز دارم به توجه؛ ولی اشتباه هستند، من یک خدا حسود هستم که عاشقیشان را میخواهم. وقتی پادریها این ekstazi از عشق برای من انتخاب کنند، هیچ محدودیتی بر آنچه میتوانم با آنان و از طریقشان انجام دهم وجود ندارد؛ به همهی بشریت نعمت خالصی همراه با عشق خالص آوردهمیشود.
ادامه دهید تا برای پادران روحانی من دعا کنید. من آمرزش خودم را از طریق پادران روحانی من بر فرزندان خویش اعطا خواهم کرد، اما تصور کنید چه بیشتری میتوانم بدهم وقتی که با عشق من غش کردهاند. اگر کاملاً به من تسلیم شوند هر چیز ممکن است؛ تبدیل شدن در گوشت و خون مادی شده مانند آنکه زمانی بود که روی زمین راه رفتم. بله، با درجهای بالاتر از هدایای روحانی، معجزات بر معجزات. آنها نیاز دارند تا فرزندان من برای این اتحاد با من و پادران روحانی من دعا کنید؛ من بسیار عاشقشان هستم.
اکنون فرزندان، این عمل تسلیم شدن هزینهای دارد، نه یک هزینه پولی بلکه یک هزینه قربانی است، همه چیز را به من میدهید تا بتوانم در شما کار کنم – ارادهٔ شماست که تبدیل به ارادتم شدهاست؛ بنابراین هر کاری از طریق شما و با کمک شما انجام میدهم. ما یکی هستیم و تمام آنچه دارم برایتان است، زیرا پادشاهی خودم را در این عمل تسلیم شدن به شما میبخشم.
زمان اکنون است، شماست نسل که سلطنت را برمیآورید – لویزا مادر بزرگ این کارست او راهنمایتان خواهد بود زیرا همه چیز در ارادهٔ من به لویزا سپرده شدهاست و او رهبری میکند؛ تنها کاری که باید بکندید دنبال کردنش باشد. خودتان را در من قرار دهید تا با یکدیگر در ekstazi عشقی باشیم. عشق من، عشقت است – ما یک عشق برای تمام بشریت خواهیم بود؛ شعلههای آتشین عاشقانه همه چیز را به اتحاد واحد میسوزاندم. همیشه همراه شما هستم.