مادوناه اینجا با عنوان مادونه گوادالوپه است. ستارگان روی پردهاش مانند چراغها هستند. او میگوید: "من مریم، مادر یسوع مسیح هستم."
من پرسیدم: "مدوناه مبارک، چرا با این عنوان آمدهاید؟" "من بهعنوان حامی قارههای آمریکا میآیم تا کلیسای کاتولیک رومی مقدس را زیر پرده حفاظت من بیاورم. زمان کوتاه است و زودا زمانی که دشمن عمل خود را بر روی کلیسا پسرم محکم خواهد کرد. بیشتر، من برای حفظ ایمان در قارهها آمدهام. حالا، دانهٔ انکار دین در دلهایی هست که به آیین بسیاری تأثیر میگذارد. پسرم هم اکنون بسیار از محترمتان بیبهره شدهاست در تابوتهایی جهانگرد. او حقیقتاً موجود است و کم ارزش شمرده میشود، بیشتر کلیساها. آن پریدهٔ دعاهاییست که من را نزد شما آوردهاند. حضور من میان شما در سیزدهم سپتامبر، اکتبر، و دوازدهم دسامبر، همراه با عجایب بزرگ و نشانهها خواهد بود، تا دلهای به تعظیم پسرم برگردد."
او اکنون گریه میکند. "من دیگر نمیتوانستم پسرم را آرام کنم. شما باید او را با عشق خود آرامی دهید. من برای برنگشتن افتخار به زمین نیامدهام، بلکه برای برگرداندن عشق و ایمان به دلها." دستهایش باز میشود، و نور از جایی که قلباش قرار دارد بیرون میآید. "من میخواهم روحهایی اکنون و همیشه زیر این عنوان نزد من بیایند." او رفت.