پس از قداس، من این رؤیا را در قلبم دیدم.
معصومه به من یک کاسه کوچک سفالی داد. او گفت: «این را برای عیسی ببر، اما دقت کن که هیچ چیز ریخته نشود.» وقتی درون کاسه نگاه کردم فکر کردم خالی است. زمانی که به نزد عیسی رسیدم، او گفت: «از آنکه این را به من دادی سپاسگزار هستم. تو کاسه را خالی میبینی. ظرف اعتمادت است. چون همه مشکلات خود را در آن قرار دهید ناپدید میشوند. هر چه بیشتر در آن گذاشته شود، ظرف اعتماد بزرگتر خواهد شد. مادرم گفت دقت کن که هیچ چیز ریخته نشود زیرا وقتی چشمهایت از اعتماد برمیداری، مشکلات دوباره ظاهر شده و به تو بازگشتند.»