«من عیسی هستم، متولد شده و بشر شده - قیامت و زندگی! هالیلویا! امروز شما جشن پیروزی اول عشق الهی را میگذرانید - پیروزی بر گناه اصلی. این پیروزی بود که راه میان اراده الهی و آزادی ارادهٔ خود باز کرد.»
«آخرین پیروزی من از عشق الهی هنوز به دست نیامده است. آن خواهد بود پیروزی عشق الهی در همه دلها و جهان. آن شهر جدید اورشلیم را معرفی میکند و آمدن دومم را. هر دلی که تسلیم عشق الهی شود، پیروزی نزدیکتر میآورد. زندگی کردن در عشق الهیم من اینست که از تمام چیزها بیشتر مرا دوست دارید و یکدیگر را مانند آنچه شما را دوست داشتهام دوست بدارید. بله، چنین یک روح از اتاق عاشقی مقدس گذشت است جاییکه او باید دیگریها را مثل اینکه خودش میخواهد مورد علاقهٔ باشد دوست دارد.»
«روح به عمق عشق کشیده شده - بیشتر در اتاقهای دل الهیم من. یکبار که وارد عشق الهی شود باید مانند آنچه مرا عاشقی کردم، عاشق کند. او باید صلیب خود را مثل اینکه صلیبی که دوست داشتن بودم، بگیره - از عشق. او باید در هر صلیب پیروزی خاصی ببیند، زیرا صلیب پیروزی عشق الهی پنهان شده است.»
«به این ترتیب امروز به شما ظاهر میشوم - پیروزیدار و پوشیده از عشق.»